+ نوشته شده در شنبه 19 اسفند1385ساعت 7:52 قبل از ظهر  توسط H.Hashemi
|
آتشكده ساساني آتشکوه با ادامه مرمت ها جان سالم به در می برد
تهران _ ۲۳فروردين 1384 _ میراث خبر
گروه استانها: با پايان توقف 6 ماهه مرمت اضطراري آتشكده آتشكوه و تخصيص اعتبار جديد براي مرمت اين آتشكده اميد به ماندگاري آتشكده بزرگ سالم مانده از اواخر دوره ساساني افزايش يافت.
در مرحله اول مرمت اضطراري آتشكده آتشكوه كه به وسيله آب باران، سيلابهاي فصلي و آسيبهاي مردمي در خطر نابودي قرار گرفته بود؛ عملیات استحكامبخشي و پيشگيري از نفوذ آب در ديوارها و بناي آتشكوه انجام شد که به دليل كمبود بودجه، مرمت اين آتشكده متوقف شد.
«سيدمحمد حسيني» مدير اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري استان مركزي با اعلام آغاز مجدد اقدامات مرمتي در آتشكده آتشکوه از انتخاب پيمانكار و آغاز مقدمات اجرايي كار خبر داد.
حسيني گفت: « با اقدامات انجام شده در سال گذشته آتشكده در برابر آسيبهاي وارده استحکام بخشی شد اما تكميل فعالیت هاي مرمت به اعتبار كافي نياز مند است.»
در حال حاضر 20 ميليون تومان براي مرمت اين آتشكده در نظر گرفته شده است كه به گفته حسيني براي پيشگيري و شروع كار مرمت اساسي اين بنا كافي به نظر ميرسد.
حسيني زمان احتمالي پايان مرمت و استحكامبخشي اين آتشكده را 3 تا 4 ماه آينده دانست.
آتشكده آتشكوه در سال 1379 مورد كاوش قرار گرفت و بخشهايي از آن آشكار شد. اين آتشكده در 13 كيلومتري شهر محلات قرار گرفته و از نظر ويژگيهاي معماري با ايوان كسري، قصر شيرين و معبد كنگاور قابل مقايسه است.

+ نوشته شده در سه شنبه 23 فروردین1384ساعت 9:37 قبل از ظهر  توسط H.Hashemi
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 فروردین1384ساعت 11:18 قبل از ظهر  توسط H.Hashemi
|
آسيه آل احمد
 |
سيد محسن صدر معروف به صدرالاشراف (1341-1250ش) ــ فرزند سيدحسين در محلات متولد شد. تحصيلات ابتدايي را تا 11 سالگي كه علوم قديمه بود در همان محلات به انجام رسانيد و به علت اختلاف پدرش با ظلالسلطان (حاكم وقت) به همراه خانواده به تهران مهاجرت كرد و به تحصيل حوزوي در تهران ادامه داد.
صدرالاشراف ابتدا معلمي سالارالسلطنه پسر ناصرالدين شاه را برعهده داشت. پس از به سلطنت رسيدن مظفرالدين شاه حكومت همدان به سالارالسلطنه محول شد و صدر به عنوان پيشكار او به همدان رفت. در 1285ش مخبرالسلطنه (وزير عدليه) صدرالاشراف را به خدمت قضائي دعوت و به معاونت اول محاكم جزا منصوب كرد. |
پس از بمباران مجلس شورا 1287ش، دادگاه ويژهاي براي رسيدگي به اتهام دستگيرشدگان در باغشاه تشكيل شد، صدرالاشراف يكي از قضات اين دادگاه بود.
صدرالاشراف پس از باغشاه تا 1312 در مشاغل قضايي زير خدمت ميكرد:
رئيس محاكم استيناف تهران، رياست دادگستري گيلان، رئيس شعبه دوم ديوان عالي كشور، رياست محكمه انتظامي قضات و مدعيالعمومي كل ايران.
محسن صدر از 1312 تا شهريور 1315 در دولتهاي فروغي و محمود جم وزير دادگستري بود سپس در دورههاي يازدهم، دوازدهم، سيزدهم به نمايندگي از محلات و كمره وارد مجلس شوراي ملي شد. پس از اتمام دوره نمايندگي در 1322 در دولت سهيلي به وزارت دادگستري رسيد و در 15 خرداد 1324 با رأي اكثريت مجلس شورا به نخستوزيري منصوب شد. محسن صدر در دولت چند ماهه خود مورد مخالفت شديد تودهايها و اقليت مجلس به رهبري دكتر مصدق بود. مخالفان، او را در نشريات ” مستنطق باغشاه“ و ” ميرغضب باغشاه“ خطاب ميكردند. صدرالاشراف در آبان همان سال از نخستوزيري استعفا داد و به خارج از ايران رفت. پس از بازگشت در 1327 به استانداري خراسان منصوب شد و در 1332 به عنوان سناتور انتصابي از تهران به مجلس سنا راه يافت و رياست اين مجلس را به عهده داشت.
محسن صدر در سن 91 سالگي در تهران فوت كرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 فروردین1384ساعت 9:4 قبل از ظهر  توسط H.Hashemi
|
معرفي دکتر مسعود هاشمي
در اسفند ماه ۱۳۳۳ در شهرستان محلات متولد شد . او تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در چند دبستان و دبيرستان تهران و شهر ري و دوره کارشناسي در رشته دامپروري را در دانشگاه اروميه و دوره هاي کارشناسي ارشد و دکتراي دامپروري را در دانشگاه آرکانزاس امريکا به پايان رسانيد
از دکتر مسعود هاشمي تا پايان سال ۱۳۷۹ متجاوز از ۲۰ مقاله و ۴۵ کتاب و فرهنگ لغت در رشته دامپروري و علوم کشاورزي منتشر شده و تاليف فرهنگ جامع کشاورزي و منابع طبيعي و فرهنگ جامع علوم نيز توسط وي به اتمام رسيده
کتاب ها و فرهنگ هاي تاليف و ترجمهو يا ويرايش شده توسط دکتر هاشمي
-
احتياجات غذايي حيوانات اهلي
-
احتياجات غذايي گاوهاي گوشتي
-
اصول باغباني
-
اعجاز زنبور عسل در افزايش توليد ومرغوبيت محصولات زراعي و باغي
-
بهداشت دام عملي
-
بهداشت گاوهاي شيري
-
بيوسنتز شير- شير دوشي صحيح
-
پرواربندي گاو وگوساله
-
پرورش عملي اسب
-
پرورش عملي بز
-
پرورش عملي گاوهاي شيري و گوشتي
-
پرورش عملي گوسفند
-
پرورش گل ها و گياهان خانگي
-
پرورش گوساله هاي شيري
-
پرورش گوسفند در گوسفند داري هاي کوچک
-
تغذيه دام طيوروماهي - کاربرد فضولات
-
تلقيح مصنوعي در گاو
-
تلقيح مصنوعي - روشهاي آزمايشگاهي
-
خوراکهاو خوراک دادن و جيره نويسي جلد ۱و۲
-
راهنماي ارزيابي و انتخاب گاو هاي شيري
-
راهنماي پرورش زنبور عسل
-
راهنماي پرورش مرغ مادر لهمان
-
راهنماي کامل پرورش زنبور عسل
-
روش هاي عملي در پرورش طيور
-
روش هاي عملي مهار کردن دام
-
عسل درماني
-
فرهنگ تغذيه دام
-
فرهنگ جامع کشاورزي و منابع طبيعي جلد ۱و۲و۳و۴
-
فرهنگ دامپروري
-
فرهنگ دامپزشکي
-
فرهنگ صنايع غذايي
-
فرهنگ کشاورزي و منابع طبيعي
-
فيزيولوژي توليد مثل کاربردي
-
فيزيولوژي توليد مثل و تلقيح مصنوعي
-
کالبد شناسي حيوانات اهلي
-
کتاب جامع عسل درماني
-
مواد معدني و ويتامين ها در تغذيه حيوانات
-
فرهنگ دو جلدي کشاورزي و منابع طبيعي
-
واژه نامه کشاورزي
-
فرهنگ گياه شناسي
-
فرهنگ گياه پزشکي
-
فرهنگ جامع کشاورزي و منابع طبيعي جلد ۵و۶و۷و۸و۹و۱۰و۱۱
-
فرهنگ جامع علوم
-
پرورش گاو هاي شيري
+ نوشته شده در یکشنبه 7 فروردین1384ساعت 10:33 قبل از ظهر  توسط H.Hashemi
|
دكتر احمد مجد
زيست شناسى
متولد: ۱۳۲۲ محلات
ديپلم: ۱۳۳۹ تهران
فارغ التحصيل : ۱۳۴۲
با رتبه اول در رشته زيست شناسى
عزيمت به فرانسه: تحصيل در سوربن ۱۳۵۱
اخذ درجه دكترا: ۱۳۵۶ از سوربن
تأليفات: روشهاى اوليه آزمايشگاهى زيست شناسى سلولى، مولكولى ميكروسكوپ الكترونى، تكنيك هاى آزمايشگاهى، نمو گياهى و...
ترجمه: سه جلد اطلس زيست شناسى
تدريس در: دانشگاه تربيت معلم ، دانشگاه آزاد اسلامى ، دانشگاه اراك و دانشگاه تهران
|
|
|
برنده كتاب سال هفدهمين دوره كتاب سال جمهورى اسلامى ايران
آيا تا به حال انديشيده ايد كه زيست و حيات چگونه پديد آمده و يا يك موجود زنده چگونه پا به جهان هستى و «بودن» گذارده است؟ با چه تحولات و تغييراتى در طول تاريخ حيات خويش روبرو بوده، چرا به چنين شكلى درآمده است و يا ويژگى هاى گذشته و پيش بينى هاى آينده او چيست؟ تلاش براى پاسخ گفتن به اين سؤالات بود كه منجر به پيدايش دانش زيست شناسى شد. عصر خروج از اسطوره با پرسشهاى فلاسفه طبيعى نسبت به محيط پيرامون شكل گرفت و چون پرسشهاى آن عصر معطوف به حيات و پيدايش زيستن بود پايه هاى نخستين علم زيست شناسى نيز همان دوران نزد فلاسفه طبيعت گرا گذاشته شد.
مى گويند زيست شناسى، دانش زندگى و حيات است. اين دانش، ويژگى ها و رفتارهاى محيط زيستى را از مسير بررسى چگونگى پيدايش گونه هاى زيست و نيز روابط هرگونه با محيط پيرامونش، مورد بررسى قرار مى دهد. به همين دليل طيف گسترده اى از علوم و عرصه ها و رشته هاى دانشگاهى را دربرمى گيرد. امروزه بيش از چهل رشته مستقل زيست شناسى از بطن اين علم پايه شكل گرفته و مسير جداگانه و مستقلى را پيموده اند. با اين حال جملگى در طلب درك معناى حيات و شناخت موجود زنده و ماهيت اوست و براى بقاى محيط و هستى و انسان مى كوشد. دكتر احمد مجد يكى از فعالان رشته زيست شناسى در ايران است كه در جهت گسترش سطح آموزش و اعتلاى دانش نظرى اين علم در ايران، خدمات شايانى كرده است. مهرگان امروز به او اختصاص دارد:
ژيان مجيدى: احمد مجد در خانواده اى فرهنگى در شهر محلات به دنيا آمده است. پدر و پدربزرگش از بانيان آموزش و پرورش اين شهر بودند و احمد كوچك مقطع دبستان را در مدرسه اى گذراندكه به نام حسين مجد (پدربزرگش) نامگذارى شده بود. او تحصيلات متوسطه را در رشته طبيعى و در سال۱۳۳۹ به پايان رساند و در همان سال وارد دانشسراى عالى تهران شد، در رشته اى كه دوست مى داشت و قرار بود سرلوحه زندگى علمى او باشد يعنى رشته زيست شناسى كه در سال۱۳۴۲ با رتبه اول از آن فارغ التحصيل شد. همان سال به استخدام آموزش و پرورش درآمد و متعهد شد كه در آن وزارتخانه ، دوران تعهد خدمت خود را به انجام رساند. تعهد او را به استان خوزستان برد و در شهرستان اهواز اولين دوره دبيرستان و آموزگارى اش را تجربه كرد؛ سال ،۱۳۴۲ احمد مجد معلم زيست شناسى شد.
او از اين دوران با افتخار ياد مى كند و مى گويد: «دوران پربار دبيرى من هرچند حدود ده سال به طول انجاميد اما خدمت معلمى، راه مرا روشن كرده بود. مى دانستم رو به كدام سمت دارم و به كجامى روم، دوران موفقى بود، تمام همتم را صرف بچه ها و تعليم آنها مى كردم و خوشبختانه بسيارى از آنها در تحصيلات عالى درخشيدند و انسانهاى موفق و كارآمدى از آب درآمدند.»
احمد مجد با هزينه شخصى در سال۱۳۵۱ عازم كشور فرانسه شد و به دانشگاه پيرمارى كورى پاريس رفت. اين دانشگاه بخش علوم دانشگاه سوربن است و يكى از مهمترين دانشگاههاى علوم در جهان به حساب مى آيد. او شاگرد پروفسور نوگارت شد و رشته تخصصى زمينه هاى سلولى، مولكولى، بيوشيمى را دنبال كرد. چرا كه حس مى كرد بيشترين علاقه را در اين شاخه هاى زيست شناسى دارد.
«اولين بار بود كه پروفسور نوگارت را مى ديدم، او در رشته خود شهره آن زمان بود، پروفسور پرسيد آيا از بيوشيمى چيزى مى دانى؟ و چون من فارغ التحصيل زيست شناسى بودم و اين شانس را در ايران داشتم كه در تحصيلات خود دو ترم بيوشيمى بخوانم، جواب دادم، بله! و او با تعجب پرسشهايى كرد و مطمئن شد. جالب آن است كه بدانيد در دوره ما براى اولين بار بود كه در ايران بيوشيمى تدريس مى شد. اينگونه بود كه توانستم از اين دانشمند زيست شناسى پذيرش تحصيلى بگيرم.»
از آن پس در قسمت سيتولوژى و مورفوژتر (سلول شناسى و اساس ريخت زايى بربناى مسائل سلولى و مولكولى) دانشگاه شروع به فعاليت كرد.
«آنچه كه يك گياه را به آن شكل خاص درمى آورد، مجموعه برهم كنشهاى بين سلولى و بين مولكولى و بروزژنى است و تمام آنچه جهان يا ماهيت يك گياه مى تواند باشد موضوع اين علم به حساب مى آيد.
براى مثال: يك گياه اول بافتهايش را مى سازد، بعد اندامهايش را مى سازد و درآخر شكل پيدامى كند و داراى ويژگيهاى منحصر به فردى مى شود.
بررسى سير اين شكل گيرى موضوع موردعلاقه من در رشته اى بوده است كه تحصيل كردم.
مجد در امتحانات تئورى رتبه اول را كسب كرد و همزمان كارهاى عملى را نيز به خوبى انجام داد تا جايى كه توانست رضايت تمامى اساتيد بخصوص پروفسور نوگارت را به دست آورد.
|
|
|
پس از آن بود كه با معرفى نوگارت، دولت فرانسه به او بورس تحصيلى داد و درهمان دپارتمان درسال ۱۳۵۶ مجد از رساله دكتراى خود دفاع كرد. دراين دوران او با دانشمند بزرگ ديگرى پروفسور روبرت نيز همكارى نزديك داشت.
رساله دكتراى او درباره دانه هاى گرده، مراحل تكوينى آن و برهم كنشهاى سلولى دانه هاى گرده به زبان فرانسه بود كه توانست او را به درجه عالى دانشگاهى فارغ التحصيل كند.
در فرانسه به او پيشنهاد پست آسيستانى مى شود و نمى پذيرد چرا كه او عاشق شغل معلمى و متعهد به دانشجويان جوان ايران زمين بوده است.
مجد به ايران بازگشت و همچنان متعهد خدمت در آموزش و پرورش و كارمند رسمى آن بود.
او كارش را در دانشگاه ابوريحان تهران شروع كرد و پس از چندماه به عنوان سرپرست دوره شبانه دانشكده علوم آن دانشگاه برگزيده شد.
در دوران پيروزى انقلاب او رئيس دانشكده علوم شد كه تا سال ۱۳۵۸ دراين مقام باقى ماند.
پس از آن دانشگاه ابوريحان با دانشگاه تربيت معلم ادغام شد.
از آن سال به بعد است كه دكتر مجد عضو دانشگاه تربيت معلم در گروه زيست شناسى مى شود كه اين عضويت تا زمان حال نيز ادامه دارد.
او مراحل مربوط به استاديارى و دانشيارى را گذرانده و يكى از اركان علمى اين دانشگاه به شمارمى آيد.
درزمان تعطيلى دانشگاهها او عضو كميته برنامه ريزى زيست شناسى در ستاد انقلاب فرهنگى بود و بعداً به مدت ده سال سرپرست اين كميته شد.
« آدمهاى بسيارى در جهان به موفقيت مى رسند و درعلم شايد آدمهاى كمترى! چون علم، صبر، تمركز، تلاش و دانش مى خواهد. اولاً اينكه هرگز درموفقيت يك انسان لطف خدا را فراموش نكنيد و خواست او را، دوماً در مسير علم جداً از تلاش فردى، راه رفته رهروان آن علم و همكاران آن يا كسانى كه پيش از او درآن خطير پردشوار رنجها برده اند نيز بسيار حائزاهميت است. اگر من موفقيتى داشته ام به اين دو دليل بوده است. »
درهمان دوران سه جلد كتاب مهم و مرجع اطلس زيست شناسى سلولى و مولكولى را اززبان فرانسه ترجمه كرد. نويسنده اين كتاب پروفسور رولاند يكى ازمهمترين دانشمندان زيست شناسى پنجاه سال اخير دنيا است. تاريخ چاپ اين كتاب سالهاى ۱۳۶۷ تا ۶۹ است. كتابى كه بسيارمورد استقبال قرارگرفت.
درآن هنگام او و تنى چند ازهمكاران به فكر تأسيس دوره كارشناسى ارشد در دانشگاه تربيت معلم مى افتند. پس ازچندى اين دوره شكل گرفت و دوباره پس از چندسال آنها دوره دكترا نيز برگزاركردند.
درهمان سالها دانشگاه آزاد از او به عنوان مديرگروه زيست شناسى دعوت به عمل مى آورد و احمدمجد نيز پاسخ مثبت مى دهد و در دانشگاه آزاد واحد تهران شمال مشغول به كار مى شود.
« با لطف خدا و همكارى مسؤولان توانسته ايم دوره كارشناسى ارشد و دكتراى زيست شناسى را هم در دانشگاه آزاد ايجاد كنيم كه بعضى از شاگردان اين دانشگاه اكنون در سمت استادى مشغول به فعاليت هستند. »
مجد درباره اعتبار علمى دانشگاههاى ايران دررشته زيست شناسى مى گويد:«ما هم اساتيد درجه يك داريم و هم از متون روز صحبت به ميان مى آوريم و هم آزمايشگاههاى خوب و مجهزى دراختيار داريم. مهمتر از همه اين است كه توانستيم بسيارى از آسيب هاى اجتماعى را باجذب دانشجو كاهش دهيم.»
احمد مجد صاحب دوازده جلد كتاب به صورت تأليف و ترجمه است. كتاب زيست شناسى سلولى و مولكولى كه با همكارى دكتر شريعت زاده تأليف شده، در هفدهمين دوره كتاب سال جمهورى اسلامى ايران برنده جايزه شده است.
روشهاى اوليه آزمايشگاهى، ميكروسكوپ الكترونيكى، نموگياهى، رهبردهاى تكاملى گياهان كه در كتاب آخر با همكارى اعضاى هيأت علمى تأليف و ترجمه شده است از ديگر كتابهايى است كه توسط او به رشته تحرير درآمده و در دست انتشار است.
در دستاوردها و كنكاشهاى او موجودزنده از ابعاد مختلف بررسى مى شود. چگونگى پيدايش، چگونگى تغييرات، وضع فعلى، تشكيلات ساختارى و مجموعه برهم كنشهايى كه تجلى موجودزنده را باعث مى شوند و ما چه پيش بينى هايى را نسبت حيات و موجود زنده خواهيم داشت و آيا خارج از زمين حيات چه وضعى و چه شكلى دارد؟ آيا حيات اشكال ديگرى دارد؟ و...
تمامى اين سؤالات درحوزه دانش زيست شناسى و تحقيقات او و همكاران قراردارد.
انسان جزئى از اكولوژى است. انسان بخشى از سيستم حيات است. انسان تنها موضوع زيست شناسى نيست. خالق انسان، حيات را نيز آفريده است. موجودات ديگر را نيز آفريده است. انسان بسيار كامل است اما ما درهمان هستى مولكول و سلولها را داريم كه اعجاب انگيزند. آنها شعور دارند. موجودات كاملى هستند. قدرت پيش بينى دارند. مى دانند اگر روزى زخمى شدند بايد به چه طريقى آسيب نبينند يا خود را ترميم كنند. دريك سلول توانايى بسيارى هست. و يك باكترى مى تواند انسان را ازپا دربياورد!»
مجد معتقد است وضعيت فعلى تحقيقات زيست شناسى و آزمايشگاهى در ايران درحوزه مديريتى چندان رضايت بخش نيست. او مى گويد: «تجهيزات مدرن در كشور وجوددارد اما توزيع آن عادلانه نيست. با اين حال با وجود آزمايشگاههاى بزرگ با تكنولوژى مدرن، هم درتهران و هم در شهرهاى ديگر كه مشغول فعاليت هاى گسترده هستند، اميد مى رود كه بتوانيم قدمهاى بزرگ و اصيلى را برداريم. همچنانكه مقالات طرازاولى از همكاران و دانشجويان اين رشته درمجلات معتبر علمى جهان چاپ شده است.»
+ نوشته شده در جمعه 5 فروردین1384ساعت 8:1 قبل از ظهر  توسط H.Hashemi
|
جغرافياي سياسي:
شهرستان محلات در جنوب غربي تهران ودر فاصله 262 كيلومتري آن قرار دارد و يكي از شهرستان هاي استان مركزي محسوب مي شود كه در جنوب شرقي آن واقع گرديده است اين شهر از طرف شمال به قم و آشتيان و از طرف جنوب به اصفهان و گلپايگان و از طرف غرب به خمين واراك و از طرف شرق به دليجان محدود مي باشد مساحت اين شهرستان 37/2079 كيلومتر مربع برابر با 1/7 درصد كل استان با تراكم نسبي 21 نفر مي باشد شهرستان محلات داراي 2 شهر، يك بخش مركزي و2 دهستان به نام هاي دهستان باقرآباد ( با 48 آبادي و 1500 خانوار ) و دهستان خورهه ( با 13 ابادي و 992 خانوار ) و در مجموع داراي 61 آبادي ( در سال 1370 ) بوده است .
جغرافياي اقليمي:
عرض جغرافيايي اين شهر 53 درجه و 23 دقيقه شمالي و طول جغرافيايي آن برابر با 5 درجه و 30 دقيقه شرقي است. ارتفاع آن 1747 متر از سطح دريا مي باشد اين شهرستان از جانب شمال به جنوب گسترده شده است كه تصور مي رود علت آن مسطح شدن زمين در اين جهت باشد شهرستان محلات به دو قسمت محلات عليا و محلات سفلي تقسيم مي شود كه چشمه هميشه جوشان و چنارهاي سربه فلك كشيده زينب بخش محلات عليا و زمينهاي كشت گلهاي متنوع و رنگارنگ زينت بخش محلات سفلي مي باشد محصور بودن بين كوهستاني محلات را تا حدودي از تغييرات ناگهاني دما مصون داشته و اثر عوامل مختلف آب و هوايي نوعي آب و هواي كوهپايه اي را براي شهر به ارمغان آورده است بطور كلي اين شهرستان داراي تابستان هاي خنك و زمستان هاي سرد ( البته نه شديد ) است ، گرمترين ماه سال مراد با ميانگين دماي 21 درجه سانتيگراد و سردترين ماه سال دي ماه با ميانگين دماي 2 درجه سانتيگراد مي باشد و ميانگين بارش ساليانه برف و باران در اين شهر طبق آمار موجود 280 ميليمتر است.
شرايط اجتماعي :
جمعيت كل شهرستان ( در سال 1370 ) 43833 نفر ، كه از اين ميان 22831 نفر مرد و 21002 نفر زن با نسبت جنسي 71/108 بوده اند . در نقاط شهري محلات 32936 نفر ( 17085 نفر مرد و 15851 نفر زن با نسبت جنسي 55/111 زندگي مي كردند تعداد خانواده هاي شهرستان محلات 10395 مورد بوده كه از اين ميان 5369 خانوار با سواد و 1394 خانوار بي سواد بوده اند ضريب رشد ساليانه جمعيت اين شهرستان در طي سالهاي ( 70-65 ) 92/0 در صد بوده است.
شرايط قومي :
پديده هاي جغرفيايي منجمله جهت گيري كوهها نقش عمده اي در ارتباط با خارج و سير تكامل سياسي و اقتصادي و حفظ يك منطقه از تهاجم بيگانگان را دار است جهت گيري كوهها در اطراف محلات و واقع شدن اين شهر در بين كوهها موجب شده تا مردن شهر محلات كمتر مورد تهاجم اقوام بيگانه قرار گيرند. در نتيجه از نظر ظاهري حالت متفاوتي بانقاط ديگر منطقه و مخصوصا" شمال شهرستان ارند بدون شك نمي توان تاثير آب و هواي كوهستاني و زندگي در يك ناحيه نسبتا" مرتفع ( ارتفاعات شهر محلات از سطح آبهاي آزاد حدود 1800 متر است) را در خصوصيات جسماني مردم شهر محلات بدون تاثير دانست رنگ پوست غالب مردم در شهر محلات نسبتا" سفيد موها نسبتا" نرم و رنگ چشمهاي غالب مردم قهوه اي روشن، جمجمه نسبتا" پهن و قد نسبتا" بلند و كشيده است، اين خصوصيات درمردم روستاهاي اين شهرستان و مخصوصا" روستاهايي كه در دشتها واقع شده اند متفاوت است زير رنگ سفيد پوست فقط در مردم شهر محلات كه از يك آب و هواي لطيف بهره مند هستند مشاهده مي شود و رنگ پوست در روستاهاي منطقه مرود مطالعه به تيرگي گرايش پيدا مي كند
موقعيت اقتصادي :
كاشت انواع محصولات كشاورزي همچون : گندم، ج.، نخود، لوبيا، كنجد، عدس، گردو، بادام، فندق، انگور، انار، سيب، گلابي، زردآلو، سنجد، خربزه، گوجه فرنگي، بادمجان، هندوانه، پنبه، تخم آفتابگردان و پياز رايج است و اين شهرستان از شهرستانهاي مستعد براي توليد انواع محصولات باغي و كشاورزي و صيفي است، علاوه بر مصرف خود شهرستان و روستاها و بخشهاي تابعه به بيرون از شهرستان نيز صادر مي كند.
دامپروري : پرورش انواع دام از قبيل گوسفند، گاو- بز، ميش، گوساله در روستاهاي محلات رايج و با توجه به مستعد بودن مراتع اين شهرستان و سرسبزي آن در فصول معتدل و گرم سال، توليد محصولات لبني و دامها اين شهرستان بسيار قابل توجه است و رونق خوبي دارد.
«گل و گل كاري در محلات»
هنر گلكاري و پورش گل به عنوان يك فعاليت اقتصادي در ايران به آغاز قرن حاضر و حدود 1300 شمسي برمي گردد و شهر محلات به عنوان پايه گذار، ايجاد كننده و توسعه دهندة اين صنعت، نقش پر اهميت و ويژه اي داشته است سالانه علاوه بر دو ميليون علاوه گلدان و بيست ميليون شاخه گل در سطح 900 هكتار اراضي و گلخانه هاي شيشه اي و پلاستيكي شهرستان محلات توليد و به دو ستراران گل در سطح كشور و خارج از كشور و خارج از كشور عرضه مي شود. دلايلي را كه مي توان براي پرورش گل در محلات نام برد به قرار زير است :
1_ از قديم الايام در اين منطقه نوعي گلايل وحشي و بومي وجود داشته كه در ميان مزارع اين شهرستان مي روئيده است.
2_ اعتدال نسبي آب و هوا و عدم وجود تغييرات و تنش هاي شديد طبيعي در طول سال.
3_ وجود علاقه و مهارت و بينش لازم جهت پرورش گل در منطقه.
انواع گل در محلات :
الف : گلهاي آپارتماني : شامل 20 گونه كه برخي از آنها عبارتند از : انواع پيتوس، آلكونها، كرتن، ديفين باخيا، انواع فيلكوس(ابلق) پيروميا(پيله).
ب : گلهاي شاخه اي : شامل 19 گونه كه برخي از آنها عبارتند از، گلايل ميخك، زنبق، انواع پيلوم، اركيده، كوكب، جعفري، هميشه بهار، انواع داودي، ژرويرا، آماليس.
انواع درختچه هاي زينتي :
الف : كاغذي مانند : رز – نسترن- نخل زينتي- محبوب شرب – كاردينا.
ب : نشاء و بذر : ميمون – صدفي- انواع بنفشه- اطلسي خارجي و ايراني، پريوش.
ج : انواع نهال : نهال گيلاس- نهال هلو- نهال گردو- اقاقيا، زلزالك، آناناس.
موقعيت معيشتي :
در گذشته اين شهر تنها در امر كشاورزي فعال بوده است هنر گلكاري و پرورش گل به عنوان يك فعاليت اقتصادي در ايران به آغاز قرن حاضر و حدود 1300 شمسي باز مي گردد و شهر محلات به عنوان پايه گذار ايجاد كننده وتوسعه دهنده اين صنعت نقش پر اهميت و ويژه اي داشته است . سالانه افزون بر 2 ميليون عدد گلدان و 20 ميليون شاخه گل در سطح 900 هكتار از اراضي و گلخانه هاي شيشه اي و پلاستيكي شهرسان محلات توليد و به دوستداران گل در سطح كشور و خارج از كشور عرضه مي شود . بجز بخش كشاورزي بخش خدمات ومشاغل توليدي نيز در اين منطقه داراي اهميت مي باشد مثل كارخانه هاي سنگبري سنگهاي تراورتن، چيني ، مرمريت و گرانيت كه اين شهرستان از نظر معادن يكي از نقاط معروف ايران به شمار مي رود. همچنين كارگاههاي كوچك و بزرگ تريكوبافي صنعت قالي بافي ، كارخانه رب گوجه سازي و كمپوت سازي، از ديگر امكانات معيشتي اين شهرستان به شمار مي ايند در كنار موارد ذكر شده به علت چشمه آبگرم معدني، محلات در فصول مساعد جاذب تعداد بسياري از ايرانگردان مي باشد.
منبع:سایت سازمان جهانگردی و ایرانگردی
+ نوشته شده در دوشنبه 1 فروردین1384ساعت 8:27 قبل از ظهر  توسط H.Hashemi
|
+ نوشته شده در دوشنبه 1 فروردین1384ساعت 8:4 قبل از ظهر  توسط H.Hashemi
|
روزنامه شرق
مجيد توكلى: تا چند روز ديگر تابستان هم از راه مى رسد و به طور حتم خانواده ها در حال برنامه ريزى براى مسافرت در تابستان هستند. يكى به شمال مى رود و يكى هم به جنوب كشور. يكى به شيراز مى رود و يكى هم به زاهدان. در هرحال مهم نيست كه كجا مى روند. مهم تغيير آب و هوا است. اما فقط كافى است كمى به دور و بر خودمان نگاه كنيم، درخواهيم يافت كه در كشور خودمان هم شهرهايى وجود دارد كه مزيت توريستى دارد و حتى در جهان يگانه و منحصر به فرد است. اصلاً تعجب نكنيد! ما اگر هيچ چيزمان در جهان يگانه و منحصر به فرد نباشد، از نظر شهرهايى كه در ايران وجود دارد اين مزيت را داريم.يكى از اين شهرها و مناطق توريستى كشور را مى توان «محلات» ناميد. «بهشت افسانه اى» لقبى است كه توريست هاى خارجى براى اين شهر انتخاب كردند. شهرى كه غنوده در آغوش گل هاى زرد و ميخك است.
بوى دلچسب گل، شهر كهن محلات را دربر گرفته است و هر سوى آن لبريز از منظره هاى به ياد ماندنى است. اين شهر واقع در استان مركزى است. به علت قرار گرفتن در دامنه كوهستان، وجود باغ ها و حتى مزارع پرورش گل و گياه و همچنين دور بودن از مراكز و كارخانجات آلوده كننده هوا- كه ديگر شهرها يافت مى شود امان از مردم بريده است- باعث شده تا لقب «بهشت افسانه اى» را به خود بگيرد. اما فقط اين لقب نيست. بلكه محلات را به عنوان «هلند ايران» هم مى نامند. باز هم مى گويم كه تعجب نكنيد. «محلات» يكى از شهرهاى صادركننده گل از ايران به خارج از كشور است.محلات با داشتن چيزى حدود نهصد هكتار اراضى زير كشت و... به عنوان شهر گل ايران معروف شده است و نكته جالب اين است كه اكثر گل فروشى هايى كه در تهران و شهرهاى ديگر وجود دارد «محلاتى» هستند. ضمن اينكه در محلات سالانه بيش از «۱۵۰» ميليون شاخه گل صادر مى شود. و اما از مزيت هاى ديگر اين شهر گل مى توان به چشمه آب معدنى به قطر نيم متر و به مقدار ۱۵ ليتر اشاره كرد كه آب آن از دل كوه خارج مى شود و سپس به درياچه اى كه در پارك فوق العاده زيباى اين شهر كه «سرچشمه» نام دارد مى ريزد.
در اين درياچه آبشارى بزرگ قرار دارد كه به واسطه همين آب ها، سال هاى سال است كه آبش قطع نشده حتى بدون آنكه ذره اى كم يا زياد شود. اما جدا از مسائل طبيعت كه در اين شهر گل وجود دارد بايد از مناطق تاريخى كه محلات را به عنوان شهر توريستى مطرح كرده است، نام برد.وقتى ۱۲ و ۱۳ كيلومتر از داخل شهر محلات خارج مى شويد ستون هاى باصلابت معبر سلوكى «خورهه» و آتشكده را مى بينى كه قدمت تاريخى آن بر مى گردد به ۲۵۰۰ سال پيش و جالب تر از آن چشمه اى است كه در اين منطقه وجود دارد كه خودبه خود مى جوشد و قل قل مى كند، كه اين يكى از زيباترين موارد اين شهر است. با اين وجود مى توان اين بهشت افسانه اى را يك منطقه تاريخى هم نام برد.يكى ديگر از محاسن اين شهر، وجود مجتمع آب درمانى آب گرم است. وجود مجتمع آب درمانى آب گرم در هر شهرى يك نعمت است. وجود تعداد قابل ملاحظه اى كلسيم در لايه هاى آب معدنى به دل خسته ها و به گرفتاران عارضه قلبى آرامش هديه مى كند.بگذريم؛ حرف درباره اين شهر گل ايران زياد است. اما تا يادم نرفته است بگويم كه اگر در تابستان به اين شهر سفر كرديد حتماً در موقع بازگشت «حلوا» و «ارده شيره» كه جزء سوغات اين شهر است را تهيه كنيد و... سفر خوش.
+ نوشته شده در شنبه 17 بهمن1383ساعت 10:26 قبل از ظهر  توسط H.Hashemi
|